زیبایی لیاقت این است

که هرکسی ان را ندارد

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 22:8 ] [ لیزا وینچستر ]

[ ]

اینه بهترین دوسته منه

چون وقتی من گریه میکنم

اون نمیخنده

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 21:59 ] [ لیزا وینچستر ]

[ ]

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست...


با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد...




 قربون خدای بزرگم برم که اگه خطا کنم

نهایت قهرش بین دو اذانه
دوباره صدام میکنه، خدا عشق است...



خدایا
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تو


  وقت دعا خجالت نکش،

نگو من گناهکارم و صدامو نــمیشنوه

  lاونـی که اون بالاست بیشتر از اونی که تو فکر میکنی هـــواتـو داره...  



شک نکن
درست در لحظه ی آخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی
نوری نمایان می شود، معجزه ای رخ می دهد
و چه زیبا خدا از راه می رسد...
             



برچسب‌ها: خدا

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 18:15 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

دوستـــــــــــــــــــــــی

    ....  گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد

 

                                                              ! و برمی گشت

 

                                                                     پرسیدند :

 

                                                                    چه می کنی ؟

 

                                                                      پاسخ داد :

 

          در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم


                         و آن را روی آتش می ریزم ..

 

 گفتند :

            حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است


و این آب فایده ای ندارد

گفت :


 
   ...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،


     اما آن هنگام که خداوند می پرسد :


زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟


پاسخ میدم :


هر آنچه از من بر می آمد!!!!


 



برچسب‌ها: دوستی

[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 21:8 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

مردی
فرقی نمیکنه دخترباشی یاپسر همینکه باقلب کسی بازی نکنی مردی...!!!


برچسب‌ها: مردی

[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 12:53 ] [ لیزا وینچستر ]

[ ]

استاده عشق و معرفت ...
شیوانا


در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می دانند، اما در عین حال کشاورز ماهری هم بود و باغ سیب بزرگی را اداره می کرد. درآمد حاصل از این باغ صرف مخارج مدرسه و هزینه زندگی شاگردان و مردم فقیر و درمانده می شد. درختان سیب باغ شیوانا هر سال نسبت به سال قبل بارور تر و شاداب تر می شدند و مردم برای خرید سراغ او می آمدند. یک سال تعداد سیب های برداشت شده بسیار زیادتر از از قبل بود و همه شاگردان نگران خراب شدن میوه های بودند. در دهکده ای دور کاهن یک معبد بود که به دلیل محبوبیت بیش از حد شیوانا، دائم پشت سر او بد می گفت و مردم را از خرید سیب های او بر حذر می داشت. چندین بار شاگردان از شیوانا خواستند تا کاهن معبد را گوش مالی دهند و او را جلوی معبد رسوا کنند، اما شیوانا دائما" آنها را به صبر و تحمل دعوت می کرد و از شاگردان می خواست تا صبور باشند و از دشمنی کاهن به نفع خود استفاده کنند. وقتی به شیوانا گفتند که تعداد سیب های برداشت شده امسال بیشتر از  قبل است و بیم خراب شدن میواه های میرود٬ شیوانا به چند نفر از شاگردانش گفت که بخشی از سیب ها را با خود ببرند و به مردم ده به قیمت بالا بفروشند، در عین حال به شاگردان خود گفت که هر جا رسیدند درسهای رایگان شیوانا را برای مردم ده بازگو کنند و در مورد مسیر تفکر و روش معرفتی شیوانا نیز صحبت کنند. هفته بعد وقتی شاگردان برگشتند با تعجب گفتند که مردم ده نه تنها سیب های برده شده را خریدند بلکه سیب های اضافی را نیز پیش خرید کردند. یکی از شاگردان با حیرت پرسید: "اما استاد سوالی که برای ما پیش آمده این است که چرا مردم آن ده با وجود اینکه سال ها از زبان امین معبدشان بدگویی شیوانا را شنیده بودند ولی تا این حد برای خرید سیب های شیوانا سر و دست می شکستند؟" شیوانا پاسخ داد: جناب کاهن ناخواسته نام شیوانا را در اذهان مردم زنده نگه داشته بود، شما وقتی درباره مطالب معرفتی و درسهای شیوانا برای مردم ده صحبت کردید، آنها چیزی خلاف آنچه از زبان کاهن شنیده بودند را مشاهده کردند، به همین خاطر این تفاوت را به سیب ها هم عمومیت دادند و روی کیفت سیب های شما هم دقیق شدند و عالی بودن آنها را هم تشخیص دادند. ما سود امسال را مدیون بدگویی های آن کاهن بد زبان هستیم. او باعث شد مردم ده با ذوق و شوق و علاقه و کنجکاوی بیشتری به درس های معرفت روی آودند و در عین حال کاهن خود را بهتر بشناسند! پیشنهاد می کنم به او میدان دهید و بگذارید باز هم بدگویی و بد زبانی اش را بیشتر کند. به همین ترتیب همیشه می توان روی مردم این ده به عنوان خریدار های تضمینی میوه های خود حساب کنید. هر وقت فردی مقابل شما قد علم کرد و روی دشمنی با شما اصرار ورزید. اصلا" مقابلش نایستید، به او اجازه دهید تا یکطرفه در میدان دشمنی یکه تازی کند. زمان که بگذرد سکوت باعث محبوب تر شدن شما و دشمنی او باعث شکست خودش می شود. در این حالت همیشه به خود بگویید، قدرت من بیشتر است چرا که او هیچ تاثیری روی من ندارد و من هرگز به او فکر نمی کنم و بر عکس من باعث می شوم تا به طور دائم در ذهن او جولان دهم و او را وادار به واکنش نمایم، این جور مواقع سکوت نشانه قدرت است



برچسب‌ها: داستان های شیوانا

[ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392 ] [ 17:15 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

در زبان انگلیسی ...
در زبان انگلیسی واژه های:

FriEND ( دوست )

BoyfriEND ( دوست پسر )

GirlfriEND (دوست دختر )

BestFriEND (بهترین دوست)

همگی سه حرف END (پایان) را بهمراه دارند ...
اما کلمه FamILY (خانواده) سه حرف" ILY" را دارد

که همان مخفف
"I Love You" می باشد !!

و جالب است بدانید:

 
FAMILY= Father And Mother I Love You


برچسب‌ها: در زبان انگلیسی

[ شنبه بیست و ششم مرداد 1392 ] [ 16:38 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

وزیدن باد

امام علی (ع ): حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست! 


 امتحان ریشه هاست!!!

       Avazak.ir Line10 تصاویر جداکننده متن (1)



برچسب‌ها: وزیدن باد

[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 19:43 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

چه راحت میتوان خداشد!!!

در هوای سرد زمستان پسر شش ساله ای جلوی ویترین مغازه ای ایستاده بود.

او کفش به پا نداشت و لباس هایش پاره پاره بود.
زن جوانی از آنجا می گذشت.

همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشمهای او خواند.

دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش یک جفت کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.
آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت: «حالا به خانه برگرد.»


 پسرک سرش را بالا آورد، نگاهی به او کرد و پرسید: «خانم، شما خدا هستید؟»

زن جوان لبخندی زد و گفت: «نه پسرم، من فقط یکی از بندگان او هستم.»
پسرک گفت: «مطمئن بودم که با او نسبتی دارید.»


برچسب‌ها: خداشدن

[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 15:15 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

کودکی

دلتنگ کودکیـم!

یادش بخیر

قهر می کردیم تا قیامت

و لحظه ای بعد قیامت می شـد!



برچسب‌ها: کودکی

[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 22:50 ] [ دایانا وینچستر ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه