+
نوشته شده در دوشنبه
1387/11/21ساعت 12:47 توسط ستوده
هنگامی که کودکی خردسال بودم
و در سرزمينام در خان و مان پدری میزيستم
پدر و مادر توشهای همراهام کردند و از خراسان
به دوردستهايم فرستادند
از خزاين برایام بار و بنهای بستند
زر از سرزمين ابرشهر و سيم از غزنهی بزرگ
ياقوت از هند و عقيق از کوشان
با من پيمان بستند و گفتند:
"اگر به جانب مصر سرازير شوی
و از آنجا مرواريدی بياوری
که به دريا نزد اژدهايی دمان است
آنگاه بار ديگر جامهی درخشان و جواهرنشان خواهی پوشيد
و با برادرت وارث سرزمين پادشاهی ما خواهی شد."
من ترک خراسان کردم
با همراهی دو رهنما از مرزهای ميشان گذشتم
و به بابل در آمدم.
ساربوگ را پشت سرنهادم
و رفتم تا به مصر رسيدم
همراهانام از من جدا شدند
من به نزد اژدها رفتم و نزديک جایگاهاش منزل گزيدم
تا چون به خواب رود
مرواريد را از او بربايم.
تنها و بیکس و غريب بودم
همنژادی آزاده از خراسان آنجا ديدم
او خواست که از مصريان ناپاک بپرهيزم.
مصريان به من غذايی دادند
و من فراموش کردم که شاهزادهای هستم
و فراموش کردم مرواريدی را که در پی آن آمده بودم
به خواب ژرف فرو شدم
پدر و مادرم غمگين شدند
پس از همه کمک خواستند تا راهی بيابند
و نامهای نوشتند
که شاه با دست راست خود مهر کرده بود
تا حفظ شود از نابهکاران و از ديوهای پتياره
آن نامه چون عقابی پر کشيد
در کنار من نشست و به گفتار آمد
از آواز او بيدار شدم و نامه را بوسيدم
به ياد آوردم مرواريد را
پس اژدها را افسون کردم
با نام پدر و برادر و مادرم بانوی خراسان
سپس مرواريد را بربودم تا به خانه باز آيم
و نامه همچنان که مرا بيدار کرده بود
چونان فروغی راهام را روشن میکرد
آنگاه جامهی تابناکی که پوشيده بودم میدرخشيد
نقش شاهنشاه بر آن بود
مانند ياقوت مینمود
و ديدم که همه جا بر آن جريان معرفت موج میزد.
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/08/01ساعت 0:12 توسط ستوده
|
« بررسی ادبیات مانوی » عنوان سخنرانی دکتر " ابوالقاسم اسماعیل پور" استاد دانشگاه و متخصص زبان های ایرانی باستان است که به همت کتاب ماه ادبیات وفلسفه درخانه کتاب تهران برگزار شد. آنچه می خوانید متن کامل سخنرانی دکتر اسماعیل پور است که پس از بازنگری و تایید به وسیله ایشان همراه با ترجمه چند شعر و یک نثر از دوره مانوی که از زبان اصلی ترجمه کرده اند، جهت استفاده علاقه مندان ادبیات ایرانی سراسر جهان ، در اختیار" آتی بان" قرار گرفته است . < ) دانشگاه استاد پور( اسماعیل ابوالقاسم> دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور: سخنان من درمورد ادبیات مانوی است. ادبیات مانوی بخشی از ادبیات ایرانی محسوب می شود. ادبیات ایرانی در ادبیات فارسی خلاصه نمی شود، بلکه بسی گسترده تر از ادبیات فارسی است. ادبیات فارسی هزار و دویست سال است که به وجود آمده، اما ادبیات ایرانی، ادبیاتی سه هزار ساله است که بخش مهمی از آن ادبیات فارسی میانه است که ادبیات مانوی هم در آن جای می گیرد. مقصود من از ادبیات مانوی، نوشته های مانی و پیروان اوست که این ادبیات را می توان به دو بخش تقسیم کرد: ادبیات دینی و ادبیات ناب مانند: شعر و داستان و دیگر انواع ادبیات آفرینشی. ما درادبیات مانوی، ویژگیهای مهم و وجه دوم ادبیات را مشاهده می کنیم که بسیار غنی است. چون که می توانیم نخستین نمونه های شعرسپید ایرانی را در حجم وسیعی مشاهده کنیم . همانطور که گفتم؛ من ادبیات مانوی را جزء جدا نشدنی ادبیات ایران می دانم و با تقسیم بندی ادبیات به قبل از اسلام و بعد از اسلام معتقد نیستم ، اگر چه تقسیم بندی ادواری داریم؛ اما ادبیات ایرانی ادبیاتی سه هزار ساله است؛ مثل ادبیات یونانی که از "هومر" شروع می شود و به ادبیات معاصر یونانی ختم می گردد. ادبیات ایرانی هم از گاتاای زرتشت و یشتها شروع می شود و به ادبیات معاصر ختم می گردد. اگرما امروز ادبیات مانوی را مطالعه کنیم، متوجه می شویم که مثلاً شعرهای " وهمن خورشید" که 2 مجموعه شعر عرفانی از او باقی مانده است به نام "هویدگمان" به معنی « نیک بختی برای ما» و دیگری " انگد روشنان" (روشنی های کامل) که از جمله اشعارعرفانی پیش از اسلام است. دراینجا متوجه سابقه شعر سپید در ایران می شویم. شعر سپید دربرابرblank verse است که وزن هجایی دارد نه شعر آزاد یا Free Verse، که بدون وزن است. اما در فارسی ظاهرا به اشتباه شعر سپید را شعر بی وزن تلقی می کنند. دست نوشته های مانوی در1902 در تورفان کشف شد. من اشاره هایی خواهم داشت به تحقیقات جدید ادبیات مانوی بعد از دهه 80 میلادی . پروفسور" زوندرمان" بسیاری از متون مانوی را دربرلین به چاپ رساند. حالا هم همه نوع اطلاعات را، راجع به ادبیات مانوی بر روی سایت آکادمی علوم انسانی برلین می توان مشاهده کرد. اکنون به 4500 قطعه و دست نوشته برروی چرم،ابریشم،کاغذ به زبان فارسی میانه و پارتی و سغدی درسایت تورفانTurfanforschung می توان دسترسی پیدا کرد. علاوه براینها جدیدترین پژوهشها به صورت دو مجموعه کامل به زبان فارسی میانه وپارتی- یعنی همان پهلوی اشکانی- ترجمه و منتشر شده است که جلداول آن در 1996 توسط زوندرمان و جلد دوم آن توسط " وبر" درسال 2000 به چاپ رسیده است. در سال2001،مجموعه کامل متون مانوی توسط یک دانشمند ایتالیایی به نام " چیریلو" چاپ شد. درسال2002،کنفرانس بین الملی مانی شناسی درکمبریج برگزار شد، اما اعضاء دراقصی نقاط دنیا حول انجمنی به نام انجمن بین المللی مطالعات مانوی IAMS دراین زمینه فعالیت می کنند.از سال 2003 تا2005،کنفرانسهای " ایامس " ادامه پیداکرده وآخرین کنفرانس هم درهمین ماه (1-4 اوگوست) دردانشگاه آریزونای شمالی آمریکا برگزار شده است. اما درایران: زنده یاد " سید حسن تقی زاده" ازپیش کسوتان تحقیق در مورد مانی شناسی وادبیات مانوی بوده که مقالاتی هم به زبان انگلیسی در این باره نوشته است.همچنین خانم دکتر " بدرالزمان قریب" ومرحوم دکتر" ایرج وامقی" روی متون مانوی کار کرده اند اما یک مجموعه کامل شامل همه متون مانوی در دست نداریم. کتاب ادبیات مانوی تالیف زنده یاد دکتر" مهرداد بهار" و اینجانب که در پاییز امسال منتشر خواهد شد گامی در این زمینه است. آثارمانی: خود مانی هفت کتاب داشته که بخشهای زیادی از آن باقی مانده است از جمله؛انجیل زنده( انجیل به معنی مژده و بشارت و زنده در اصطلاح مانوی یعنی شناسا وعارف از نظرفکری﴾، زبورمانوی که حاوی شعرهای عرفانی مانی است،گنج زندگان،رسالات،مکاتیب(نامه های مانی﴾،کتاب غولان،ارژنگ و رازان یا سفرالاسرارِِ که معادلِ ِِِعربی آن است. آثارمانویان- آثاری که پیروان وشاگردان مانی نوشته اند. 1- هویدگمان یا خجستگی برای ما 2. متون پارتی و پارسی میانه: نیایشها،متون سغدی:شعر وخطابه - متون تکوین عالم راجع به بهشت ودوزخ. متون ترکی اویغوری که 7500 دست نوشته است وازمتون ایرانی بیشتراست. 3- انگدروشنان: مجموعه شعری که زوندرمان ثابت کرده که ازمارخورشید وهمن بوده است. دو مجموعه شعرمذکور درباره هبوط روح است که مضمون اصلی آن عرفان است. چیزی که مانویها، قبل ازسنایی وبایزید بسطامی،آن راپرورش داده اند،آن هم درقرون پیش از اسلام. به کارگیری مضمون عرفان مانوی تا سده دوم هجری نیز ادامه داشته است. عقیده اصلی مانی این بوده است که روح یا نورانسان اسیر و زندانی کالبد جسمانی اوست و رسالت انسان این است که تلاش کند و آن نور را آزاد کند. آثاردیگری دراین زمینه که غیرمانویان یعنی مسلمان ها تحقیق کرده ونوشته اند: متون فارسی ازقرن 4 تا 13 هجری: مانند بیان الابیان ابوالمعالی ، فارسنامه ابن بلخی. متون عربی درمورد مانی 170 کتاب ورساله است:آثارالباقیه،الفهرست الملل والنحل که در زمره نادر آثاری هستند که بدون تعصب نوشته شده اند. متون سریانی از قرن 4تا12 میلادی که مهمترین آن کتاب "المکاتب" است. متون یونانی : لوکوپولیسی که در سال 300 . م نوشته و صبغه مسیحی دارد،چون که مانویت در یونان وروم بدعتی مسیحی تلقی می شده ، لذا راجع به این متون، تحقیق شده و همچنین کتاب دیگری به نام " آکتا آرخلای" که منسوب است به "هگمونیوس" ، از جمله کتب مهم مربوط به متون مانی است و ناگفته های مانی وادبیات و دین او را حل می کند. متون لاتینی درقرن 4 و5 از آگوستین قدیس باقی مانده چرا که او خودش 9 سال مانوی بوده وازبزرگان عرفان مسیحی است ودقیق ترین اطلاعات را راجع به مانویان داشته است. < ) دانشگاه استاد پور( اسماعیل ابوالقاسم> وجود چنین متونی نشان دهنده اهمیت زیادی است که پیروان مانی به متون نوشتاری می داده اند. در واقع هیچ دینی نیست که این همه متن ازخود باقی گذاشته باشد. حالامی پردازیم به بعد دوم ادبیات مانوی، یعنی؛ ادبیات ناب یا سره. اگر بخواهیم عنوان ژانرادبی را برای ادبیات مانوی به کار بریم؛ برای این ادبیات، چهار نوع یا ژانر قایل هستیم: 1- ادبیات تعلیمی: قطعات زیبایی که گاه به گلستان پهلومی زند. 2- ادبیات غناییlyric: درشعرونثرمانوی مربوط به سوگ سروده ها در مدح قدیس های مانوی که همان عشق عرفانی است.عشق نزد آنها یعنی رهایی از ظلمت وکشف پاره نور وجود وعارف شدن به آن. همان که بودایی ها آن را رسیدن به نیروانا می دانند. 3- ادبیات روایی یا داستانی که معادل narrative است. 4- خود زیست نامه نگاری یا autobiography. مانی اولین کسی بوده است که در قرن سوم. م؛ یعنی 1700 سال قبل،شرح زندگیش رانوشته است. به طورکلی،ایرانیان به این نوع ادبی اهمیت نداده اند،امانویسندگان اروپایی مثل فرانسویان یاانگلیسی ها این کار راکرده اند . توضیحات کوتاهی در مورد داستانهای تمثیلی در ادبیات مانوی: تمثیلات سغدی ومانوی توسط " زوندرمان" به چاپ رسیده است. این داستانهای کوتاه باهدف عرفانی،اخلاقی وتعلیمی نوشته شده یا ممکن است تمثیل نباشد و داستانکshort short story باشد. مثلاً تمثیل سراب،از تمثیلات مانی است بدین ترتیب که مردی درصحرا سرابی می بیند که درواقع، دیو بوده که به شکل سراب درآمده است . وقتی مرد به صحرا می رسد،طعمه دیو می شود. دیو،نماینده ظلمت است وسراب هم همین دنیا است که هرانسانی رامی تواند به طرف خودش ببرد. یا تمثیل تصرّف دژ؛ دژی که دشمنان می خواستند به آن حمله کنند اما نمی دانستند چطورباید به آن نفوذ کنند. پس سرود و چنگ نوازی آغاز می کنند. درآخردشمنان ازغفلت ساکنان درون دژاستفاده می کنند و دژ را تصرف می کنند. این نمونه داستانها3 یا 4 خط بیشتر نیست ،اما پراست از معنی وسمبل. یا تمثیل فیل که به جای نوشتن یک داستان،دردوخط مفهوم بسیارعمیقی رامنتقل کرده ،بدین ترتیب : فیلی که بالای کوه است پایین رانگاه می کندوبوستان زیبا و معطری پر از اسپرغم- یا گل ای زیبا را می بیند وبوی خوش آن برایش جذاب است. پس برای اینکه به بوی خوش برسد درشب تاریک ازبالای کوه به پایین سقوط می کند. تمثیل بعدی ، تمثیل کشتی است که به اندیشه وفلسفه مانویان بسیار شبیه و قابل لمس است. چون مانویان خودشان رامسافر می دانسته اند(دقیقاً چیزی که ما در روایات اسلامی می توانیم ببینیم : سفر ازاین دنیا به دنیای دیگر﴾. کشتی همراه با سرنشین وجواهراست و نامش کشتی حیات یا زندگی است. آدمها وقتی زنده اند؛انگار سوار کشتی هستند. آنها در زندگی به طوفان بر می خورند. طوفان هم ظلمت و شیطان و دیو است. یعنی فقط اسمهاعوض شده اند ومضامین همان مضامین قبلی هستند. در پایان نمونه هایی از نثر و شعر مانوی را ارایه می کنم: * قطعه ای در مرگ مانی که احتمالا به قلم " مار آمو" نوشته شده است. چونان شهریاری که زین (سلاح) و جامه از تن به در آورد و نیز دیگر جامه شاهوار پوشد، همان گونه فرشته روشنی جامه رزمگاهی تن را در آورد و نشست به کشتی نور (ماه) و پذیرفت خدایوار جامه را دیهیم روشنی و بساک (تاج گل) زیبا را. و به شادی بزرگ با خدایان نور که از راست و چپ روند با چنگ و سرود شادی پرواز کرد به ورج (معجزه) خدایوار چون آذرخش تند و با دیداری درخشان و شتابگر به راه روشن ستون روشنی (کهکشان یا راه شیری) و گردونه ماه انجمن خدایوار. و بیاسود با پدر هرمزدبغ. و رها کرد یتیم و سوگوار همه رمه راستکاری (امت مانی) را چه کدخدای به نیروانه رفت (درگذشت)... *
* نمونه هایی از اشعار« سپید» مانوی
(1)
خسته مشو ای خرد
تن در مده ای عشق
بیا گرد آییم
و او را دریابیم
که پنهان از نظرهاست
که خموش است و سخن می گوید
دو گوهر کز آغاز بوده اند
آن مغاک
و او کز بلندا
درخشنده است
ظلمت فراز رفته
نور اما هبوط کرده است
خسته مشو ای خرد
تن در مده ای عشق
مرگ چشنده زندگی ست
زندگی چشنده مرگ
آوردگاه وحشت گسترده است
خسته مشو ای خرد
تن در مده ای عشق
چه بشکوه این عشق
چه بشکوه این خرد
عشق واره شد
خرد در جست و جویش
(2)
روح انوشه خوشبو
پرورد بغان را
با زمین و درختان
چشمه های روشن
گیاهان ستوده
کوههای رخشان
پژواک گر و بغ چهر
آرام گه گوهران
(3)
ای توانا پدر
که ارزانی آفرینی
از هر دهان
ای یزدان را پسر
که بیدار کردی جانم را
از خواب
ای چراغ روشن
که دل و چشمم را روشن کردی
ای مرا مهر کامل دست و دهان و اندیشه
ای شهزاده نیزه بالا
مرا زیرکی و نشان پیروزی
تویی
(4)
ای آموزگار بزرگ
ای شبان
ای چراغ بزرگ
که خاموش شدی
شتابان
سیه شد ما را چشم
سست و تیره
ای گرد رزمجو
که سپاه را هشتی
ای درخت بزرگ
که شاخسارت بشکست
لرزش افتاد بر مرغانی
که شان آشیانه ویران شد
ای خورشید بزرگ
که از کیهان فرو شدی
تار شد ما را چشم
با کوه ها و دره ها.
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/08/01ساعت 0:11 توسط ستوده
|
همیشه از خود پرسیده ام پیش از مهاجرت ترکان در اران و آذربایجان چه زبان و گویشی رایج بوده، اگر شاخه ای از پارسی یا دری، چه به روز گویندگانش آمده که حالا نشلنی از آنان نمی بینیم! گشتم !:
ظاهراً زبانی که امروزه تاتی به آن اطلاق می شود و ریشه ای مادی/پارسی دارد پیش از استیلای کامل زبان ترکی در شمال غرب ایران رایج بوده که اینک در میان بخشی از مردمان شمال ارس ( جمهوری آذر بایجان) و شهرهای بسیاری که ما احتمالاً تمام ساکنانشان را ترک می پنداریم رایج است.
تاتهای جمهوری آذربایجان
ريشه مشترك اقوام ساكن در ايران
منبع : خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران كد خبر: 8503-06068
براساس تحقيقات ژنتيك پزشكي و جمعيتي دانشگاه «كمبريج» كه با كمك و نظارت گروهي از برجسته ترين محققان اين رشته انجام شده، جمعيت هاي ايراني كه با زبانهاي غير از گروه هندو-اروپائي تكلم ميكنند به ويژه جمعيت آذري زبان ساكن در فلات ايران ريشه ژنتيكي مشتركي با اقوام ترك زبان ساكن در كشور تركيه و اروپاي شرقي ندارند و بر عكس «شاخصهاي تمايز ژنتيكي» آنها (مانند FSt) با ساير گروههاي ساكن در فلات ايران به ويژه فارسي زبانان نزديك به صفر است كه نشانگر ريشه ژنتيكي مشترك آنها در اعماق تاريخ ايران است. ادامه . . .
زبانهای تاتیتبار (Tatic) از دسته زبانهای ایرانی شاخه شمالغربی و بازمانده یکی از گویش های مادی هستند. گویشهای این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترکزبان و فارسزبان شدن بخشی از شمالغربی ایران تنها جزیرههایی از گویش های تاتی در منطقه به جا مانده است. بزرگترین این جزیرهها در منطقه تاکستان استان قزوین دیده میشوند. تاتی تاکستان یکی از کهنترین زبانهای ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژهای دارد. ادامه . . ..
تات های استان قزوین:
تاتي يكي از كهن ترين زبان هاي ايراني است كه به لحاظ زبان شناسي، ارزش و اعتبار خاصي دارد. بيشترين آمار جمعيتي تات هاي ايران متعلق به دو شهرستان كهن تاكستان و بوئين زهرا مي باشد. تاكنون هيچ آمار رسمي در مورد تات هاي اين دو منطقه ارائه نشده و اين نخستين باري است كه در اين مقاله آمار تقريبيِ اقوام مذكور ارائه مي گردد و نسبت به شناساييِ جغرافياي پراكندگيِ اين اقوام مطالبي نگاشته مي شود كه اين امر خود دريچه اي را جهت آغاز پژوهش هاي ديگر به روي محققان علاقه مند مي گشايد. ادامه . . .
آشنایی با زبان تاتی طالقانی با گویش رشنابدری
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/07/02ساعت 21:8 توسط ستوده
|
کاش!
کاش می شد، می توانستم
جور دیگری باشم
وقتی که طعم یک نگاه را هنگامی که می زید
فرومی رود و می بلعد،
مزمزه می کنی
چرا نچشم!؟
می که می توان زد
اگر نه که در حال
فقط در خیال
تعبیر نظربازی در هزارتویی ممنوع
که بر هر گذارش میوه ای
و هربار امتحانی دوباره
برای رانده شدن
دیگر از کجا!؟
+
نوشته شده در شنبه
1386/06/31ساعت 21:41 توسط ستوده
|
تهوع
- بخوای میتونم برسونمت!
کمی با تعلل،
- مرسی
این پا و اون پا کرد و سوار شد. خسته به نظر می رسید، تکیده و بدون آرایش. با یک مانتو خاکستری. چهرۀ مهتابیش زیر مقتعۀ نخ نما و عبنک از مد افتادش گم شده بود. معذب و یه وری نشسه بود و کیف شبه چرم براقشو با دستاش فشار میداد. از اون کیفایی که ارزون می خرن از آدینه.
جلوی ایستگاه اتوبوس، تقریباً وسط خیابون وایساده بود. می گفت منتظر اتوبوس بوده، پولی داشت واسه تاکسی؟
- خیلی وقته منتظری؟
- تو این ساعت خیلی دیر میاد اتوبوس.
از گرگ و میش گذشته بود. نور پروژکتورا ذرات دود و غبارو روشن میکرد.
فریاد مسافرکشا و جمعیت سرگردون و بوق زیر پل سیدخندان.
- کجا میری؟
- ...
- میخوای یه کم خستگی در کنیم؟ خیلی تو همی !
سکوت
- حیفی تو به خدا !
زن نفسشو بیرون داد.
- سیگار داری؟
- حتماً !
- اخراجم کرد مرتیکه الدنگ!
- . . .
.............................
تِر
بچه ها تو سر هم می زدن.
لم داده بود رو پتو . جلوش بشقاب تخمه آفتابگردون و یه لیوان چای و زیرسیگاری پر.
- خفه شید دیگه !
- بابا بیا منو بشور.
- صد دفه بت گفتم از این آشغالا نخور، چن بار تر زدی از سر شب ؟
صدای فوتبال از تلوزیون با جیغ و داد بچه ها خونه رو ورداشته بود.
نور زرد لامپ لخت و عطر چای ایرانی قاطی شده بود. خاکستری و سیاه می دویدن.
- بابا من گشنمه! پس کی میاد مامان؟!
- میاد.
مکث
- از فردا باس ور دل هم بمونین!
زیر لب با غیظ فحش داد به نمی دونم چی چی . . .
...........................
دلپیچه
- من میرم حسن آقا.
- به سلامت آقای مهندس.
با کمی مکث،
- راستی آقای مهنس به آقای علوی بگین پنجاه تومن بده به من، گرفتارم. دخترم بیکار شده. حرف منو که قبول نداره.
فشاری تو معدش احساس کرد. دستشو به پهلوش فشار داد،
- بر پدرت لعنت!
- بله؟!
- با شما نبودم ، این کباب نپخته لعنتی، صبر کن!
راه افتاد.
با کمی مکث،
- مهندس خانوم دیگه نمیان واسه جلسه ؟!
دندوناشو رو هم فشار داد. سعی کرد آروم و بی تفاوت باشه،
- نه فعلاً. حالا بیا این بیس تومنو بگیر ، میگم بهش.
اسکناسارو که داد انگشتشو تهدید کنان سمت آبدارچی گرفت،
- سعی کن راضی باشی به رزقت! تو کار منم سرک نکش. اوکی؟
- خدا از سروری کمتون نکنه! مارو چه به این . . .
چرخید و درو بست و کلید پایینو فشار داد. مقابل آینه آسانسور انگشتاشو تو شقیقه های جوگندمیش فرو کرد.
- تو که عرضشو نداشتی بیجا کردی امضا کردی!
- روی توی احمق حساب می کردم، مهم گرفتن پروژه بود. اگه امضا نکرده بودم حضرتعالی خرج تفریحاتتونو از کجا میاوردین!؟
- حالا چی؟
سوییچو چرخوند و راه افتاد.
- الو؟ سلام.
- سلام عزیزم!
وقفه
- خوبی تو؟
- مرسی . شماها چطورین؟
وقفه
- خوبیم . چی شد؟ چک کردم نرسیده بود.
- می رسه صبر کن! مرتیکه بغلتو بپا!
وقفه
- چی؟ الو! . . .
- هیچی بابا میریزم به حساب. صبر کن! حالا یه غلطی میکنم
وقفه
پیچید زیر پل، از درد روده احساس خستگی کرد.
- فک کرده سر گنج نشستم.
........................
استفراغ
- گمشو. به درک! چه کلاسی می زاره با این ریخت!
با بغض پله عابر رو دوتا یکی بالا می رفت.کسی نبود و گرنه تنه میزد.
- واقعاً فک کردی واسه چارتا تلفن استخدام شدی؟
کوله ی رو دوشش و کیسه قابلمه خالی، موزون تاب می خوردن.
- رسالت !
غلغله بود. یکی دستاشو دو طرف سطل آشغال حمایل کرده بود و با فشار استفراغ می کرد.
پلیس و سوت. مردم هجوم می بردن طرف ماشینایی که میپیچیدن تو دست و پاشون.
با چشای گرد شده و ناباور. گرگرفته بود.
- چطور به خودتون اجازه می دین با من اینجوری حرف بزنین؟!
- اووه . . .
جلوتر رفت تا ایستگاه اتوبوس. بلیط فروش نبود. سکه ها تو دسش ماسید.
- خانوم ببخشین بلیط اضافه دارین لطفاً؟
- بذا ببینم!
به حرکات زن نیگا کرد. انگار گیج میزد.
- آره بیا!
- مرسی بفرمایین
دسشو جلو زن گرفت. پس زد.
- نه خواهش میکنم!
برگشت سمت خیابون. منتظر. سواری نوک مدادی آروم جلو پاش وایساد.
- کجا جیگر؟
چشاش برق می زد.
عقب کشید. سواری آروم جلو زنی که ازش بلیط گرفت ترمز کرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/06/22ساعت 1:2 توسط ستوده
|
همان طور که میدانید یاهو سرویس های pop3 ایمیل های خود را برای استفاده کننده گان رایگان غیر فعال کرده و برای استفاده از این سرویس باید پول پرداخت ، ولی این به این معنی نیست که شما نمی توانید از این سرویس به صورت رایگان استفاده کنید. شما با استفاده ازنرم افزار YahooPops به آسانی قادر به دریافت و فرستادن نامه های خود به وسیله outlook و دیگر نرم افزار های مدیریت ایمیل هستید. در زیر به شرح طریقه دریافت ایمیل های yahoo به وسیله outlook و outlook express می پردازیم.
ابتدا برنامه YahooPops ورژن 8 را از http://dbeusee.home.comcast.net دانلود کنید و آن را نصب کنید و سپس به سراغ outlook رفته و تنظیمات را مو به مو انجام دهید.
تنظیمات لازم برای برای دریافت نامه های yahoo توسط outlook
1. از منوی tools گزینه Email accounts را انتخاب کنید.
2. گزینه Add a new email account را انتخاب کنید و کلید next را بزنید.
3. Server Type را بر روی pop3 قرار دهید و کلید next را بزنید.
4. در قسمت Your Name نامی را که دوست دارید گیرنده نامه شما هنگام دریافت نامه ببیند را بنویسید.
5. در قسمت user name و email address ایمیل خود را به صورت کامل وارد کنید.
6. در قسمت Password کلمه عبور ایمیل خود را بنویسید.
7. در قسمت localhost ، (POP3) Incoming Mail Server را وارد کنید.
8. در قسمت localhost ، (SMTP) Outgoing Mail Server را وارد کنید و next را بزنید.
9. بر روی دکمه More Settings کلیک کنید و برگه Advanced را انتخاب کنید.
10. گزینه Server Timeout را به 10 minutes تغیر دهید.
11. برگه servers را انتخاب کنید و گزینه My server requires authentication را تیک بزنید.
12. گزینه Log on using را تیک زده و ایمیل و کلمه عبور خود را وارد کنید.
13. برای بستن پنجره More Settings بر روی دکمه ok کلیک کنید.
14. بر روی دکمه next کلیک کنید و سپس finish را بزنید.
نقل از:
hame.mihanblog.com
+
نوشته شده در جمعه
1385/12/18ساعت 17:28 توسط ستوده
|